میدونین چند وقته نیومدم
دلم واستون یه ذره شده بود
ولی به خدا درس دارم آخه واسه ی کنکور
می خونم
دیگه نتونستم بیام منو ببخشین.ار همتون معذرت میخوام
الانم که اومدم
میدونین واسه چی اومدم ...چه جوری بگم .اومدم واسه همیشه خدا حافظی کنم![]()
آخه دیگه
نمیخوام آپ کنم..... ولی میام بهتون سر می زنم
حالام میخوام یه شعر بزارم البته با اجازه ی یه نفر که از تو وبلاگ اون کش رفتم![]()
اومیدوارم منون
ببخشه آخه خیلی این شعرشو دوست داشتم.آخه میدونین اون خودش............. ولش کنین بی خیال
بزارین بگم آخه خیلی واسم عزیزه
ولی دیگه تموم شد![]()
خب دیگه گلای من دیگه وقت رفتنه ..... همتونو خیلی دوست دارم.هیچ وقت فراموشتون نمی کنم![]()
.......خداحافظ![]()
![]()
![]()
اینم شعرش
خداحافظ
به يادش گريه کردن ها ....
به عکسش خيره گشتنها ....
به خوابش خواب ديدنها ......
ز رويش بوسه چيدنها ........ز خواب اما پريدنها ....
خداحافظ به دنبالش دويدنها .....
رسيدنها .........
در آغوشش کشيدنها ....
خداحافظ به دور از چشم بد بينها ......
برای بوسه ای ترديد کردنها ......
به وقت باز گشتنها ....به هنگام جداییها ....
خداحافظ ... شنیدنها ....
به تلخی خنده کردنها .....به کنجی گریه کردنها ....
تمام لحظه ها را دوره کردنها .....
برای بار ديگر ديدنش ... غمگين نشستنها ....
خداحافظ ....ز شوقش راه را هموار کردنها ....ولی او را نديدنها .....
سلام اما ... به دل کندن .....
ولی در انتظارش باز ماندنها ........
اگر آمد ....در آغوشش کشيدنها ....
به دور از چشم بد بينها .....
خداحافظ
خداحافظ .....سرودنها ........

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:30 توسط سوگل





