تبليغاتX
 سپیده عشق
سپیده عشق
سپیده عشق
خانه | آرشيو | ايميل


منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت
بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن
تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش
بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام
وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایم

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
عاشقان آزاده.
گل نرگس
بهرام عزیزم
نیلو جون
حرفهای یه دختر غمگین
مطالب عاشقانه _تصاویر عاشقانه.
غم عشق
غربت انتظار
درد دل.....داداش امیر علی
صدا
ناقوس دل
سخن دل خسته ی من ....محمد جان
بهترین کد های جاوا ....آقا داریوش
عشق بختیاری
رویای عشق
کارینا.....آقا امیر
دل دادگان.....نسرین جون و زینب جون
سینا جوکر
عشقولانه ....آقا مجید
از من برای تو........ عزیز دلم زینب
آقا فر شاد
عشق ما دوتا
آقا ابوالفضل
کتاب عشق
دو همسفر
سایه سار مهر......آقا ایلیا
بی تو .....نگار جون
آقا فرهاد
دشت شقایق ......نیلوفر جون
آقا پارسا
دل نوشته های شکوه جون.
دل شکسته ی شهر عشق .....آقا فرهاد
دانشجوی سبز.....اقا بهنام
سپیده ی عشق .....آقا مرتضی
شراب عشق .....سارا جون
عاشقانه ها.....حمیده جون
دره ی بهشت
آقا فرزان
کوله بار تنهایی .......آقا مرتضی
روشنایی عشق ..... مهسا جون
عشق بارانی..... نسیم جون
کاش میشد .....آقا مجتبی
عشق در تابوت قلب،جاودانه بخفت.....اقا اشکان
عشق عسلی ........آقا مهرداد
تکیه گاه یه عاشق ......آقا مجتبی
اسکیث ........عقیل جان
فرشته ی عشق......... معصومه جان
شاعرانه ی ÷سر خاکی....آقا مهدی
شاعرانه ی پسر خاکی.... آقا مهدی
عشق خاکی دل خاکی
پسرای تنها
مشکات.... وبلاگ زیبای آقا مهدی
عشق یعنی قطره ای از رازها...
مریم جان
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder

                   


[ ]
+
کلبه ی عشق من

اينجا كلبه عاشقي من است

اين كلبه وسعتي دارد به اندازه دلم و فضايي به حجم حضورم

آنقدر بزرگ است كه صدايم از آن سو، اين سو به گوش نمي رسد كه مي گويم: سلام

و آنقدر كوچك كه گاهي مجبور مي شوم چشمهايم را براي ديدن كرانهايش خسته كنم

مي داني؟

اين كلبه برايم خيلي دوست داشتني است چون به اندازه همين جمله ساده و معصومانه است

مي داني؟

من همه گمشده هايم زندگي ام را در گوشه و كنار اين كلبه جستجو مي كنم

همه لحظات از دست رفته را مي خواهم جايي همين اطراف پيدا كنم

شايد نشود اما من مي گويم مي شود

مي داني؟

اين كلبه با وجود آنكه ديگر عصر سنگ و آهن سالهاست آغاز شده، روزگار سيماني و درخشندگي شيشه اي مدتها فرا روي انسان قرار گرفته، جاني دارد از جنس روح من، محبتم به تو و علاقه به بودن در كنارت. آنگونه بگويم كه اگر بداند روزي ماواي نخواهد بود، چه بسا در ساعتي و يا كمتر ديوارهايش فرو بريزد.وآتش عشقخاموش شود

مي داني؟

در دلم نامت را نجوا مي كنم و ديوار ها و پنجره نامت را در ميان چشمانم مي خوانند و با من در انتظارت مي مانند. مي داني؟ مي دانند كه من چقدر دوستت دارم. مي داني؟ مي دانند كه مي خواهم روزي دستت را بگيرم و تو را در كلبه عاشقي به تماشا بنشينم. آري تو را به تماشا مي نشينم روزي، تو را! اي همه چشمان من براي تماشا دوستت دارم

باز هم بنويسم؟

در دفتري بنويسم كه زمان در آن به عقب باز مي گردد,: ياد داري دفتري كه زمان در آن به عقب باز گردد؟؟ميگويي نه!!!! اما من خواهم نوشت

گوشه اي از كلبه، دستانم را به دور زانوان حلقه كرده ام و مي گويم دوستت دارم

و هرگز فراموشت نخواهم كرد هرگز تا ابد

به خدا قسم كه درب اين كلبه را به روي هيچ كس باز نخواهم كرد


 

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!