
آه که هر کس در هر گوشه و کناري مي کوشد تا به گونه اي ، گرماي
دلپذيرآن را در قلب خود حس کند.
مگر خود تو بارها با چشماني پر از اشک به آسمان چشم ندوخته اي
و آهي از دل نکشيده اي؟؟
به راستي چند بار از سر کوچه يا خياباني گذر کرده اي
و نگاهي آغشته به درد به آن انداخته اي؟؟
چند بار در نيمه هاي شب دست به سوي ستارگان گشوده اي تا سوار بر بال روياهايت ،
لطافت وجود معشوق را بر سر انگشتانت حس کني؟؟؟
عاشقي دردي است که بي آن ، نه من ، نه تو و نه هيچ انساني را که
قلبي در سينه داشته باشد، ياراي گذر دوران زندگاني نيست.
دردي است که زيبايي اش را چه آسان مي توان در نگاه عاشق ديد و نواي اميد
بخشش را در تپش قلب او شنيد..
عاشقي زيباست.همچون لحظه ي ديدار،عاشقي زيباست.....
و عاشقي بس زيباست

ديشب تو فكر تو بودم كه يه قطره اشك از چشام جاري شد ... از اشك پرسيدم چرا اومدي ؟ گفت : آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست


[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:37 توسط سوگل





