سپیده عشق
من اومدم بعد از حدود ۱ سال باز این وبلاگو آپ کنم فقط اومدم بگم که فعلا زندم و نفس میکشم بودن بیام بگم چی قبول شدم راستش نتونستم رشته ی مورد علاقمو قبول شم ولی شیمی کاربردی شهر خودمونو قبول شدم که به دلیل اینکه شهر خودم بدو منم از اونجایی که یکی یه دونم (البته دختر) برم فعلا که میگذرونیم ای بد نیست الانم که فصل امتحانست که خدارو شکر تا الان خوب بودن خوب دیگه واسه شما دوستای عزیزم آرزوی موفقیت میکنم یا حق میدونین چند وقته نیومدم می خونم میدونین واسه چی اومدم ...چه جوری بگم .اومدم واسه همیشه خدا حافظی کنم نمیخوام آپ کنم..... ولی میام بهتون سر می زنم حالام میخوام یه شعر بزارم البته با اجازه ی یه نفر که از تو وبلاگ اون کش رفتم ببخشه آخه خیلی این شعرشو دوست داشتم.آخه میدونین اون خودش............. ولش کنین بی خیال بزارین بگم آخه خیلی واسم عزیزه خب دیگه گلای من دیگه وقت رفتنه ..... همتونو خیلی دوست دارم.هیچ وقت فراموشتون نمی کنم اینم شعرش خداحافظ به يادش گريه کردن ها ....
خوبین امیدوارم ببخشین دوستای عزیز
م راستش نیومدم که بیام و![]()
. خیلی از دوستا خواسته
و جیگر همم![]()
نه من طاقت دوری خونوادمو دارم نه اونا
و خودم صلاح دیدیم که همین رشترو![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

دلم واستون یه ذره شده بود
ولی به خدا درس دارم آخه واسه ی کنکور
دیگه نتونستم بیام منو ببخشین.ار همتون معذرت میخوام
الانم که اومدم![]()
آخه دیگه ![]()
اومیدوارم منون
ولی دیگه تموم شد![]()
![]()
.......خداحافظ![]()
![]()
![]()
به عکسش خيره گشتنها ....
به خوابش خواب ديدنها ......
ز رويش بوسه چيدنها ........ز خواب اما پريدنها ....
خداحافظ به دنبالش دويدنها .....
رسيدنها .........
در آغوشش کشيدنها ....
خداحافظ به دور از چشم بد بينها ......
برای بوسه ای ترديد کردنها ......
به وقت باز گشتنها ....به هنگام جداییها ....
خداحافظ ... شنیدنها ....
به تلخی خنده کردنها .....به کنجی گریه کردنها ....
تمام لحظه ها را دوره کردنها .....
برای بار ديگر ديدنش ... غمگين نشستنها ....
خداحافظ ....ز شوقش راه را هموار کردنها ....ولی او را نديدنها .....
سلام اما ... به دل کندن .....
ولی در انتظارش باز ماندنها ........
اگر آمد ....در آغوشش کشيدنها ....
به دور از چشم بد بينها .....
خداحافظ
خداحافظ .....سرودنها ........



